تبليغاتX
انچه شما خواستید
آخرین اخبار
 
 

سازمان ملل متحد نظر سنجی بزرگی را در ارتباط با ثبت جهانی نوروز انجام داده است مبنی بر این که اگر یک میلیون نفر از ایران به سازمان ملل ایمیل بفرستند این روز به نام ایران ثبت خواهد شد اما اگر به اندازه کافی ایمیل زده نشود این روز به نام افغانستان ثبت خواهد شد.از حق کشورتان دفاع کنید و نگذارید که نام ایران و ایرانی از جهان محو شود.نگذارید که بلایی که بر سر خلیج فارس ما آمدبر سر نوروز ما هم بیاید

http://www.PetitionOnline.com/Norouz/

 

زنده باد خاک پاک آریایی

+ نوشته شده در هشتم آذر 1388ساعت توسط عادل |

ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کس
+ نوشته شده در هشتم آذر 1388ساعت توسط عادل |

 یارو با دوست دخترش میرن پارك تركه میگه :عزیزم اگه این درخت كاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟ دختره میگه اگه زبون داشت میگفت كره خر من زردآلوام نه كاج 
+ نوشته شده در هشتم آذر 1388ساعت توسط عادل |

رهایم کردی و رهایت نکردم گفتم حرف ِ دل یکی ستّ هفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی، کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری منتظرت خواهم ماند چشمهایم را بر پوزخند ِ این آن بستم و چهره ی تو را دیدم گوشهایم را بر زخم زبان این آن بستم و صدای تو را شنیدم دلم روشن بود که یک روز، از زوایای گریه هایم ظهور می کنی حالا هم، از دیدن ِ این دو سه موی سفید آینه تعجب نمی کنم قفط کمی نگران می شوم می ترسم روزی در آینه تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی تنها از همین می ترسم....

+ نوشته شده در هشتم آذر 1388ساعت توسط عادل |

 مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد

+ نوشته شده در هشتم آذر 1388ساعت توسط عادل |


https://plzhidemy. info/
http://www.rbrducky .info
http://dartopen. info/
http://www.admittod ay.info/
https://camorelay. com/
https://icanhasprox y.com/
http://www.callsyst em.info/
http://besthand. info/
http://www.jaxbug. info/
http://www.easein. info/
http://google12. net
http://unblockusa. com/
http://www.freetrax x.net
http://proxymoxy. info
http://handfind. info/

+ نوشته شده در چهارم آذر 1388ساعت توسط عادل |

اصلش تو ادامشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارم آذر 1388ساعت توسط عادل |

آخه شما این آیه رو از کجا آوردید؟ "فالله خیرو حافظا و هو الرحمن راحمین".  به یه بچه راهنمایی هم این رو نشون بدی میگه این جمله از نظر عربی غلطه.

پانوشت: آیه مورد نظر بخش پایانی آیه 64 سوره مبارکه یوسف ("فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین") است که در تصویر فوق با سه غلط نوشته شده است.
+ نوشته شده در چهارم آذر 1388ساعت توسط عادل |

به یکی میگن اگه تو اقیانوس یه کوسه بیافته دنبالت چیکار می کنی؟
میگه میرم بالا درخت.
میگن آخه وسط اقیانوس که درخت نیست.
میگه مجبورم، می فهمی؟ مجبورم، مجبور.

جکش قدیمیه اما این عکس رو دیدم یاد این جک افتادم. دیدم بنده خدا همچین بیراه هم نگفته. آدم مجبور بشه رو آب هم می دوه!

 

 

+ نوشته شده در چهارم آذر 1388ساعت توسط عادل |

لینک دانلود دانلود - download

نمایش در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هفتم آبان 1388ساعت توسط عادل |

مرا هرجور خواهی در به در کن جفایت را از این هم بیشتر کنبزن با عشق خود آتش به جانمولی آتش نشانی را خبر کن

+ نوشته شده در بیست و ششم آبان 1388ساعت توسط عادل |

ترکه میره كلانتری و میگه: قربان، زنم گم شده! افسره میگه: مشخصاتش رو بگو. طرف میگه: یعنی چی؟ افسره میگه: مثلا زن من 60 كیلو، قد بلند، موهاش طلایی. طرف میگه: زن من رو ولش كن، بریم زن تو رو پیدا كنیم

+ نوشته شده در بیست و ششم آبان 1388ساعت توسط عادل |

تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری کوچه بن بست است باید دور بزنی
+ نوشته شده در بیست و ششم آبان 1388ساعت توسط عادل |

عزرائیل میاد سراغ یارو ... یارو خودشو می زنه به مردن

+ نوشته شده در بیست و ششم آبان 1388ساعت توسط عادل |

زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!
+ نوشته شده در بیست و ششم آبان 1388ساعت توسط عادل |